اگرچه خوراک برای مردمان، ابزاری برای زنده ماندن و ادامه بقا بوده است اما در خود عناصری از هویت و تاریخ یک ملت را به همراه دارد و در کنار پوشاک، مسکن، مذهب، موسیقی و زبان از شناسه های هویتی آن به شمار می آیند. فرهنگ خوراک هر ملتی برآمده از ژرفای تاریخی و جغرافیایی آن است که در خود سبک زندگی، جغرافیای زیست، زبان، قومیت، طبقه، باورها، پنداشتها و انگارههای دینی – مذهبی یک مردم را یدک می کشد. در واقع در میان خوراک یک ملت، بسیار چیزها نهفته است که تنها به موضوع خوردن و پختن تمام نمی شود و به گفته استاد پرفسور فریبرز همزه ای مردم شناس کرد، «در دل یک بشقاب، یک تاریخ خوابیده است».
در این میان می توان گفت اگر چه فرهنگ خوراک به باور همه پژوهشگران از سرسخت ترین بخش های فرهنگی است که دگرگونی در آن بسیار سخت رخ می دهد، اما در برابر آن، فرهنگ خوراک آیینی بسیار سرسخت تر در برابر دگرگونی ها می باشد. از این رو در هر جامعه ای خوراک رابطه متقابلی با ساختار اسطورهای آن جامعه دارند و غذاها میتوانند به طور نمادین و رمزی ساختار فرهنگی و انگارههای دینی – آیینی یک جامعه را با «زبانی» ویژه بازگو کنند. مردم شناسان از همه این مقوله به “زبان غذا” یاد می کند که در خود لذت، آداب، معنای مذهبی – آیینی، پزشکی، جادویی و حتی ارزشمندی و قداست را به همراه دارد.

