شعر و ادبیات

داستانی کوتاه از ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو (15 اکتبر 1933 – 19 سپتامبر 1985) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم است. بسیاری از آثار وی به زبان فارسی ترجمه شده ‌است. او نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی است که فضای انتقادی آثارش باعث شده او را یکی از مهم‌ترین داستان نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند. داستان زیر یکی از داستان های جالب و خواندنی وی است.

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند! شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را بر می داشت و از خانه بیرون می زد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه! حوالی سحر با دست پر به خانه برمی گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود! به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند؛ چون هر کس از دیگری می دزدید و او هم متقابلا از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید.

داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده!

ادامه نوشته


حکم دل

بار آخر، من ورق را با دلم بُر میزنم!
بار دیگر حکم کن، اما نه بی دل!
با دلت، دل حکم کن!
حکمِ دل:
هر که دل دارد بیندازد وسط، تا ما دلهایمان را رو کنیم …
دل که روی دل بیفتد، عشق حاکم میشود … پس به حکمِ عشق، بازی میکنیم.
این دل من !
رو بکن حالا دلت را …
دل نداری؟!
بُر بزن اندیشه ات را …
حکم لازم، دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم


چشمان‌ تو

تمام‌ پیاده‌روهای‌ جهان‌!

اگر گذرنامه‌ بخواهند …

چشمان‌ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌‌!


  • Well Come

  • گالری عكسهای دماوند

  • آمار سايت

    آمار کل بازدید‌ها: 2189
    بازدید‌های امروز: 51
    بازدید‌های کل این صفحه: 174
    تاریخ شروع آمار:
    20/02/2012
    بازدیدکنندگان آنلاین: 0

  • تبليغات

  • شاید زندگی جشنی نباشد که به آن دعوت شده ای! ولی حالا که دعوت شده ای سعی کن خوب برقصی.
    گاهی حرفها وزن ندارد! ریتم ندارد! آهــــــنگ ندارد! امـــــــــا خوب گوش کن درد دارد ... ! درد ... درد ... درد